السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
469
تفسير الميزان ( فارسي )
ممكن هم هست مراد از آن كثرت از حيث تنزل باشد ، كه در اين صورت معنايش اين مىشود كه اكثر اخبار شيطانها دروغ است . و خلاصه حجتى كه آيات سه گانه اقامه كرده اين است كه : شيطانها از آنجا كه جبلت و طبيعتشان شرارت است ، نازل نمىشوند مگر بر هر كسى كه كذاب و فاجر باشد و خودشان هم بيشتر در آنچه خبر مىآورند كاذبند . و بر عكس ، رسول خدا ( ص ) نه افاك است و نه اثيم و نه آنچه به او وحى مىشود دروغ است و نه پراكنده ، پس او از آن كسان نيست كه شيطانها بر آنان نازل مىشوند و نه آن كسى كه بر او نازل مىشود شيطان است و نه آن قرآنى كه بر او نازل مىشود از القاء شيطانها است . * ( « وَالشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ ) * . . . * ( يَفْعَلُونَ » ) * اين آيه پاسخ از تهمتى است كه مشركين به رسول خدا ( ص ) مىزدند و او را شاعر مىخواندند و اين جواب از تهمت دوم ايشانست و اولى آن ، اين بود كه مىگفتند او شيطانى دارد كه قرآن را به وى وحى مىكند . و اين دو تهمت از تهمتهايى بود كه در مكه و قبل از هجرت همواره آنها را تكرار مىكردند و به اين وسيله مردم را از دعوت حقه او دور مىكردند و همين خود مؤيدى است براى اينكه بگوييم : اين آيات در مكه نازل شده ، بر خلاف كسانى كه گفتهاند : در مدينه نازل شده است . علاوه بر اين ، اين آيات مشتمل است بر آيه اى كه سوره با آن ختم مىشود و آن آيه * ( « وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ » ) * است و معنا ندارد سوره اى كه از قديمترين سوره هاى مكى است هم چنان ناتمام بماند و سالها بگذرد ، بعد در مدينه تكميل شود . و اما اينكه در آيات مورد بحث ، شعراى با ايمان را از مذمت شعرا مستثنا دانسته ، هيچ دلالتى ندارد بر اينكه اين شعراى با ايمان ، مؤمنين بعد از هجرتند . به هر حال كلمه « غاوون » جمع اسم فاعل است و مفرد آن غاوى و مصدرش غى است و غى معنايى دارد كه خلاف معناى رشد است و رشد به معناى اصابه به واقع است و رشيد كسى را گويند كه اهتمام نمىورزد مگر به آنچه كه حق و واقع باشد و در نتيجه غوى كسى است كه راه باطل را برود و از راه حق منحرف باشد و اين غوايت از مختصات صناعت شعر است ، كه اساسش بر تخيل و تصوير غير حق و غير واقع است به صورت حق و واقع . و به همين جهت كسى به شعر و شاعرى اهتمام مىورزد كه غوى باشد و با تزيينات خيالى و